|
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود با بنفشه ها نشسته ام سالهای سال صیحهای زود در کنار چشمه سحر سر نهاده روی شانه های یکدگر گیسوان خیس شان به دست باد چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم می ترواد از سکوت دلپذیرشان بهترین ترانه بهترین سرود مخمل نگاه این بنفشه ها می برد مرا سبک تر از نسیم از بنفشه زار باغچه تا بنفشه زار چشم تو که رسته در کنار هم زرد و نیلی و بنفش سبز و آبی و کبود با همان سکوت شرمگین با همان ترانه ها و عطرها بهترین هر چه بود و هست بهترین هر چه هست و بود در بنفشه زار چشم تو من ز بهترین بهشت ها گذشته ام من به بهترین بهار ها رسیده ام ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من لحظه های هستی من از تو پر شده ست آه در تمام روز در تمام شب در تمام هفته در تمام ماه در فضای خانه کوچه راه در هوا زمین درخت سبزه آب در خطوط درهم کتاب در دیار نیلگون خواب ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام ای نوازش تو بهترین امید زیستن در کنار تو من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام در بنفشه زار چشم تو برگهای زرد و نیلی و بنفش عطرهای سبز و آبی و کبود نغمه های ناشنیده ساز می کنند بهتر از تمام نغمه ها و سازها روی مخمل لطیف گونه هات غنچه های رنگ رنگ ناز برگهای تازه تازه باز می کنند بهتر از تمام رنگ ها و رازها خوب خوب نازنین من نام تو مرا همیشه مست می کند بهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای ناب نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است من ترا به خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب میکنم بهترین بهترین من
برای مشاهده بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید.
شب و تنهایی و غربت تو چشام اشکی پر از خون یه دل شکسته از یار یه دل پر غم و داغون انتظار از تو نداشتم منو تنها جا بذاری تک و تنها تو ی دنیا تو منو دوستم نداری هرکی جدا کرد تو رو از من الهی غصه بگیره توی تنهایی و غربت بی کس و بی یار بمیره بی تو از حصرت دوری دل من داره میمیره تا تو برگردی دوباره دل من آروم بگیره کاشکی بفهمی کی دوست داشت گل مهرو کی برات کاشت کی تو غم ها و تو غصت موند و اون اشکاتو برداشت اما اون هنوز تو یادش تورو تنها نمی زاره منتظر به راه یاره تا تو برگردی دوباره
قصه ی ما رسیده به آخر خط اینو بدون چاره جداییه فقط دیدی که عشق میون ما جایی نداشت بزار برو دیگه به فکر ما نباش دیگه نگو بزار کنارت بمونم خسته شدم می خوام که بی تو بمونم می خوام بگم هر چی بوده تموم شده اشکای من به پای تو حروم شده خاطره هامون یه روز میره از یاد رویامونم کهنه میشه می ره بر باد چشماتو میبندی روی من انگاری کوری با این که پیشمی ولی انگار که دوری شب و روزم می گذره بی تو یه جوری دوست ندارم با من باشی سخته زوری دلم میگه دیگه تو رو نبخشمت منم میرم دیگه تو رو نبینمت تا کی می خوای دل منو بدی فریب شکفه نکن که باز میمونی بی نصیب تنها فقط یه بوسه بود گناهمون باید بریم ازهم جدا بشه راهمون از یه نگاه شروع شد با درد و غم تموم میشه همیشه این عاشقه که به پای عشق حروم میشه
نام:گمنام نام پدر:پریشان شغل:عاشق نام خواهر: نگران نام مادر:گریان نام دوست:بی خیال نام برادر :انتظار درد:سکوت محله:از دیار فراموش شدگان دبیرستان: عاشقان غزل:اه محکوم:به زندگی جرم:به دنیا آمدن شماره تلفن:صفر بدن برگشت پلاک:بی کران آدرس:شهر صفا،میدان وفا،بزرگراه محبت،خیابان آشنایی،چهار راه سرگردانی،کوچه عشق،پلاک بی کران،منزل چشم انتظار
چشماتو وا کن که سحر تو چشم تو بیدار بشه
صدا بزن اسممو تا زمستونم بهار بشه وقتی تو نیستی تو خونه یه غم نه صد غم چیزی نیست توی دلم میگم که کاش دلم هزار هزار بشه اون که میون من و تو خط جدایی کشیده دل میگه نفرینش کنم به دردمون دچار بشه سر به ستاره میزنم سکه ی ماه و میشکنم یه روز اگه با من بمون با من بمون نزار که تنها بمونم نزارکه خونه ی دلم دوباره تنگ وتار بشه عاشق بشیم دعا کنیم که شاید از دولت عشق یه روز بیاد که روزگار دوباره روزگار بشه وقتی تو نیستی تو خونه یه غم نه صد غم چیزی نیست توی دلم میگم که کاش دلم هزار هزار بشه سر به ستاره میزنم سکه ی ماه و میشکنم یه روز اگه دستای من با دستای تو یار بشه چشماتو وا کن که سحر تو چشم تو بیدار بشه صدا بزن اسممو تا زمستونم بهار بشه وقتی تو نیستی تو خونه یه غم نه صد غم چیزی نیست توی دلم میگم که کاش دلم هزار هزار بشه اون که میون من و تو خط جدایی کشیده دل میگه نفرینش کنم به دردمون دچار بشه سر به ستاره میزنم سکه ی ماه و میشکنم یه روز اگه دستای من با دستای تو یار بشه با من بمون با من بمون نزار که تنها بمونم نزارکه خونه ی دلم دوباره تنگ وتار بشه عاشق بشیم دعا کنیم که شاید از دولت عشق یه روز بیاد که روزگار دوباره روزگار بشه وقتی تو نیستی تو خونه یه غم نه صد غم چیزی نیست توی دلم میگم که کاش دلم هزار هزار بشه
کجایی با که هستی کجایی با که هستی دلت در ارزوی دیدن کیست به هوشی یا که مستی چرا از جان دیرینت خبر نیست بگو ایا دلت کرده هوای عشق تازه که در بیرونه قلبت زیاد من اثر نیست مرا دیگر نمیخواهی خودم این قصه میدانم مرا دیگر نمیخواهی ای کاش که از حال دل من خبرت بود ای کاش دمی از سر کویم گذرت بود من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود رفتی زدیار من و غیر نشستی ای کاش که به شهر دل من همسفرت بود ای مرغ سعادت تو به بام که پردی ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود همه ميگن روزی که تو به دنیا آمدی داشت بارون می اومد
زندگي يعني :
میگی هنوز تو فکرمی بعضی شبا خواب نداری میگی مگه میشه منو یه روز فراموش بکنی گوشی رو ور میداری و چند وقت یهبار زنگ میزنی بعدش شلوغ میشه سرت یهو میگی باید بری خیلی ممنون که میپرسی حالمو خیلی ممنون٬خیلی ممنون که میخوای بدونی با کیم کجام گوشی رو ور میداری و چند وقت یهبار زنگ میزنی بعدش میگی شاید باید از همدیگه دور بمونیم تو اونی که اومد از آسمون نیستی تو اونی که بهشت و آورد رو زمین و نداشت تو حرفاش حتی یه نقطه چین خیلی ممنون که میپرسی حالمو خیلی ممنون٬خیلی ممنون که میخوای بدونی با کیم کجام
عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل از تو
باز خواهم گشت تقدیم به تمام عشاق و دردمندانی که در راه عشق فنا شدن دوباره باز خواهم گشت نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت و چشمان تو را با نور خواهم شست به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند
برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید.
شعر عاشقانه ی
ابدی
اگر برای تو شعری عاشقانه
بخوانم این شعر تا ابد با تو خواهد
زیست حتی وقی که من دیگر
نباشم یا وقتی که دیگر میان ما عشقی
نباشد شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می
ماند عاشقانت تو را ترک می
کنند اما شعر عاشقانه همیشه با تو خواهد
بود پس بگذار برایت شعری عاشقانه
بخوانم! شعری از اعماق
جان٫ که مرا به یاد تو
آورد...... شعری که همیشه با تو
بماند.
دعا مي کنم که هيچگاه چشمهاي زيباي
تو را در انحصار قطره هاي اشک
نبينم و تو برايم دعا کن ابر چشم هايم
هميشه براي تو ببارد دعا مي کنم که لبانت را فقط در
غنچه هاي لبخند ببينم و تو برايم دعا کن که هر گز بي تو
نخندم دعا مي کنم دستانت که وسعت آسمان و
پاکي دريا و بوي بهار را دارد هميشه از حرارت عشق گرم
باشد و تو برايم دعا کن دستهايم را
هيچگاه در دستي بجز دست تو گره ندهم من برايت دعا مي کنم که گل هاي
وجود نازنينت هيچگاه پژمرده نشوند براي شاپرک هاي باغچه ي خانه ات
دعا مي کنم که بال هايشان هرگز محتاج مرهم
نباشند من براي خورشيد آسمان زندگيت دعا
مي کنم که هيچگاه غروب نکند و بدان در آسمان زندگيم تو تنها
خورشيدي
امروز به اندازه تمام دلتنگي هايم شاعر مي شوم. پيراهن غصه هايم را به تن مي کنم و مي نويسم از تمام شمع هاي اميدي که در دالان قلبم خاموش مانده اند و از پروانه هاي بي وفاي روزگار که با رفتنت آن ها مرا ترک گفته اند. شاعر مي شوم به اندازه اي که رنگ چشمان تو را در قاب نوشته هايم جاي دهم و به آن ها بگويم امروز بي قرار تر از هميشه ام. شاعر مي شوم به اندازه اي که لبخند تو را روي نوشته هايم بيابم و ببينم آنها با حضور نامت در صفحات دفترم خوشحالند و از نبودنت در صفحه روزگار نالان. از تمام غصه هايي که پيچک وار ديواره قلبم را مچاله کرده اند درمي يابم که شاعران بي قرارند. بي قرار و محزون درست مثل ني و آن شاپرکي که ديروز از پيرزن تنهاي قصه ها مي گفت شاعران تنهايند. اين را امروز از باورهاي فرداهاي گذشته دانستم از چشمان بي فروغشان که در فردا خشکيد. پس من هم شاعر بودم. از همان روزي که خانه خاکي را بر گل ها و سنجاقکهاي روي زمين ترجيح دادي. از همان روزي که چشم هايت را بستي و مهمان خاک گشتي و همه اينها يک بهانه دارد بهانه من رفتن توست. تو مرا خيلي زود شاعر کردي...خيلي زود.
برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید.
ع ش ق
عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني
من مردهام ، نشان كه زمان ايستاده است و قلب من كه از ضربان ايستاده است مانيتور كنار جسد را نگاه كن يك خط سبز از نوسان ايستاده است چون لختهيی حقير نشان غمی بزرگ در پيچ و تاب يك شريان ايستاده است من روی تخت نيست ، من اينجاست زير سقف چيزی شبيه روح و روان ايستاده است شايد هنوز من بشود زندهگی كنم روحم هنوز دلنگران ايستاده است اورژانس كو؟ اتاق عمل كو؟ پزشك كو؟ لعنت به بخت من كه زبان ايستاده است اصلا نيامدند ببينند مردهام شوك الكتريكیشان ايستاده است فرياد میزنم و به جايی نمیرسد فريادهام توی دهان ايستاده است اشك كسی به خاطر من در نيامده جز اين سِرُم كه چكهكنان ايستاده است شايد برای زل زدنام گريه میكند چون چشمهام در هيجان ايستاده است ای وای دير شد بدنام سرد روی تخت تا سردخانه يك دو خزان ايستاده است آقای روح! رسمی شد دادگاهتان حالا نكير و منكرتان ايستاده است آقای روح! وقت خداحافظي رسيد دست جسد به جای تكان ايستاده است مرگام به رنگ دفتر شعرم غريب بود راوی قلم به دست زمان ايستاده است: يك روز زاده شد و حدودی غزل سرود يادش هميشه در دلمان ايستاده است يك اتفاق ساده و معمولیست اين يك قلب خسته از ضربان ايستاده است
|
About![]()
چه بیوفایی روزگار Archivesهفته اوّل اسفند 1387هفته چهارم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 Links
عکس های درخواستی |